1
[پیرمرد به برگ های زرد درخت
چشم دوخته
باد می آید
جارو می زند
رفتگر پیر برگ های کوچه را می ریزد اشک مردی که بین برگ های شعرش آدرسِ jensesevom@yahoo.com ]
- اگرمیل داشتی برایم بفرست برگ های شعرت را
تازه می فهمم میل همان نامه ی
[کافی نتِ عمو تم]
- آقا میز خالی ؟!
- شماره 7
گالیور می شوم تا از دنیای یاهوها تورا بامیل به چای دعوت کنم
درسرزمین یاهوها پیدا نمی کنم اسب تک شاخ را به جستجویت حک می شوم در گوگل ری را یی را که گم شده در قصر آینه
- گیر کرده آقا! [لطفا فریاد بشنوید]
- پیغام را از نو بنویس
- با این سرعت نمی شود ری را را از دست شوالیه ی پیر[لطفا پوزخند بشنوید]
- ری رای من اینجا سرزمینی عجیب تر از صفحه ی شطرنج می برم تورا با اسب شاخدار از قصر آینه،تا شعرهایم را بفرستم؟!
- نه ادامه اش را
برایت شاخه ای بهار ایمیل دارم
- گوشت با من است؟!
یاهنوز درد پهلویت را پنهان می کنی
پنهان کاری خوب نیست
شماره ات را دارم
چشم بسته می شنوم:
درد می کشی
افسوس دردت نان نیست
که بگویم ترک خود خراب در فقر مبتلا کن
خماریت لقمه شعری است تا دخترت را پروانه ای بسرایی
روی گلهایی که برگونه ات گل انداخته است
این روزها
دزدچین گلها را
جای باغبان اشتباه شده ای
- گوشت با من است؟
یا هنوز از گورهای دسته جمعی درد می کشی
گوشت را به من بده
در میزنم شعرهایت را
بلند شو وپاسخم را گلی بفرست
چرا جوابم نمی دهی ؟!
نکند تورم گوشهای تو را هم سنگین کرده
سنگین تر شده ای انگار
می خواهی بخوابی
- نه نخواب
نمی خواهم توراهم سنگ ببینم
شب یا روز برای مشتی سنگ یکرنگ است
شاعر
ایمیل
تلخی پیام مردن است
درد ندیدن بر دوشش نمی کند
ما هنوز زنده ایم
با درد زنده ایم
وبا درد با باد خواهیم رفت
بلند شو و
قبل از سفرمان
با شاخه ای بهار
دنیای تازه مان را شعری بفرست
- آقا لطفا این میل را
[مرددفتر شعرش را می بندد دل به روز های نیامده تا شاید ری رای گم شده در قصر آینه را از کلبه ی عمو تم به کوچه ای که هنوز رفتگرپیر،باد جارو
می زند با میل به چایی دعوت کند]
|
+| نوشته شده توسط
یار دبستانی در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386
|